بايد توجه داشته باشيد که اگر خودتان احساس ميکنيد که فرد دوست داشتني نيستيد، آن وقت اين حس به ديگران هم منتقل شده و آنها نيز تصور ميکنند که نميتوانند شما را دوست داشته باشند.
اگر تصور کنيد که فقط استحقاق اهانت و تحقير را داريد، آنگاه چيزي جز اين هم عايدتان نخواهد شد. اگر يک چنين تصوري داريد شايد نوبت به آن رسيده باشد که نگاه عميقتري به درون خود انداخته و اعتقادات خود را زير سوال ببريد.
بايد توجه داشته باشيد که افرادي که شما را تحقير ميکنند و قصد آسيب رساندن به شما را دارند، در درجه اول بايد خودشان را بيازارند تا بتوانند شما را آزرده کنند. بايد بدانيد که يک انسان کامروا، موفق و با اعتماد به نفس هيچ نيازي به تحقير ديگران ندارد. شايد اين افراد از ديگران انتقادهاي سازندهاي کنند، اما هيچ گاه آنها را تحقير نميکنند. برخي از افراد به طور کلي نظر منفي نسبت به ديگران دارند.
زمانيکه اينگونه افراد به شما حرفي ميزنند، در پاسخ به آنها، جوابهاي بيشماري به ذهن شما خطور ميکند. اگر چنين کاري را انجام دهيد، در واقع خودتان را با آن فرد هم شان ساختهايد و اين دقيقاً همان چيزي است که آنها انتظارش را ميکشند. شما با جواب دادن به آنها در حقيقت وارد بازي ساختگيشان ميشويد و در نهايت خودتان را آزار دادهايد.
شما نياز به تاييد ديگران نداريد؛ گاهي اوقات نظر ديگران به اين دليل شما را آزرده ميسازد که از آنها انتظار تاييد صد درصد داشتهايد، اما نظر آنها بر خلاف انتظار شما از آب در ميآيد. شايد پيشنهاد آنها زياد هم بد نباشد، اما در نظر شما بد جلوه کند، به عنوان مثال اگر سرپرست بخش به شما بگويد: "کارت واقعا عالي بود، اما آيا ميتواني پاراگراف آخر را اصلاح کني تا کارت قويتر شود؟" ممکن است ناراحت شويد، و به اين دليل که توقع شنيدن چنين اظهار نظري را نداشتيد، قسمت اول آن را هم نميشنويد و فقط متوجه بخش انتقادي آن ميشويد.
|